نامه ی شماره دو
ای شهید بزرگوار
بهشت گوارای وجود عزیزت
روز پربرکت ولادت تو، گوارای وجود ما.
#به_قلم_خودم
مرضیه کرنوکر
صبح,خانه،شهرستان دورود
ای شهید بزرگوار
بهشت گوارای وجود عزیزت
روز پربرکت ولادت تو، گوارای وجود ما.
#به_قلم_خودم
مرضیه کرنوکر
صبح,خانه،شهرستان دورود
ای شهید عزیز
من دنیا را می بینم وبه چیزی غیر از این فکر نمی کنم
دنیای من قلم ودفتر وکتاب است و خودم را می بینم ،من با این نوع اندیشه سازگار شده ام،
اما حالا میخواهم بالاترین هدفم ،شناخت تو باشد
ای شهید عزیز
قلم ودرس وهرچه در دنیا هست تویی
ای شهید عزیز ،این را حقیقت مطلق می دانم ،تو انسان ترین انسان تاریخی
آنقدر که تو اسیر انسانیت بودی ،کاش من اسیر تو باشم ،کاش برده ی تو باشم و هزاران بار می گویم که ای کاش برده ی تو باشم
ولی حیف که نمی شود!!!
تو مراقب و پاسبان زندان پلیدی های دنیا بودی ،مراقب من بودی ،اما نه دنیا وفادار است ونه من از منیت دست برمی دارم
وتو چه صبورانه تحمل کردی وباز هم مراقب من بودی
حالا می خواهم نامه بنویسم،شاید بتوانم در آرزوی تو نفس بكشم
زانو به زانویت بنشینم وسر به تواضع فرو اورم
بگویم تو با من فرق می کنی ،همین که تو نگران آینده ی من بودی ،تو از من جلوتر هستی
حالا می شود به این نوشته ها افتخار كرد اما نه به اندازه ی افتخار به تو
#به_قلم_خودم
مرضیه کرنوکر
عصر_خانه_شهرستان دورود
توضیح
حالا که دارم می نویسم،از همیشه غمگین ترم،از این روزگار غریب وبه این فکر می کنم که شاید شهدا هم مثل من غمگین باشند.
نه اینکه خودم را با شهدا مقایسه كنم ،نه،اما این روزها به یاد شهدا می افتم.
غمگینم ودر جستجوی امید وشهدا را بهانه می كنم و نامه می نویسم،وشهدا مخاطب نامه هایم هستندونوشته هایم اختصاص به آنها دارد
درمتن این نامه ها از آرزوهای حقیقی ،از نابرابری های مستبدانه واز زورگویی های آزاردهنده می نویسم واز دنیایی که باید سالم باشد اما غریب است ،اسم نوشته هایم را نامه ای برای شهدا می گذارم وشماره گذاری هم خواهم کرد،امیدوارم روزی تعداد نامه ها زیاد شود
شاید کسانی قبلا مثل من نامه به شهدا نوشته اند یا در آینده تصمیم دارند بنویسند.
به این امید می نویسم كه شهدا را بشناسم و نوشته هایم هدیه ی ناچیزی باشد ،از طرف خودم و همه ی کسانی كه شاید این نامه ها ،صحبت آنها هم باشد ودوست دارند درباره ی شهدا حرف بزنند و بنویسند.
مطمئن هستم که همه می گویند بنویس و من هم می نویسم.
این روزها بعد از امتحاناتم ،چند تا کتاب از کتابخانه گرفته ام ،كتابها درباره ی شهداست،قبل از گرفتن کتابها به یاد شما افتادم بیشتر از همیشه،
درباره ی شما در کتابها خوانده ام ،دیدن تصاویر وشنیدن خاطرات همه را بهانه می کنم وتصمیم می گیرم با شما صحبت کنم .
اگر روزی توفیقی پیدا کنم به نوشتن این نامه ها نفس راحتی خواهم کشید .
#به_قلم_خودم
مرضیه کرنوكر
صبح ،خانه ،شهرستان دورود
چشمانم را می بندم از شرم، بخاطر گاهی بودن و نبودنهای بسیارم وهمه ی کاستی هایم
قول میدهم صورتهای پر مهر وخندان تک تک دوستانم را از راه دورببینم ،خودتان به من رو داده اید،
دوستانی دارم، در كوچه ی دوستی ومهر، كه از کرم، نور خدا می بخشند ،بخشش رو، که چیزی نیست.
آمده ام سر كوچه های قرار و دوستی مان ،کوثرنت وکوثربلاگ،اول گذر، جشنی دوستانه بگیریم ،بساطش ،حرف واختلاط وخوش وبش
مگر میشود ،جمع دوستان جمع باشد و من نباشم
با چشمانم تا ته كوچه ی قرارمان را می بینم
دوستانی بهتر از برگ گلهای بهشت ،همه آمده اند
هرکدام ،هزاران دوست بهشتی هستند ،عطر ساکنان بهشت دارند
روزی از دستان پر مهرشان، بهشت خواهم گرفت
میانشان چه آرامم .
دوستان ،شادی روح همه ی شهدای عزیزمان،خواهران وبرادرانی از جنس پاكی وصفا ،ساكنان کوی حضرت دوست ،صلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
خدایا یاری کن ،روزی شفیعمان باشند واز دستانشان ، بهشت هدیه بگیریم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
#به_قلم_خودم
زنان آسمان همه به جشن تولد دعوت شده اند ،
چه زناني ،همه شان كدبانو ، لباسهاي رنگارنك ،در دستانشان اسفند وكندر به زبانشان ذكر و دعا
همه آمده اند به خانه ي مردي
مادري ،دختر بدنيا آورده است
هديه هايشان، آيينه وشمعدانى ،ناز و نوازش و محبت
چشم حسودان كور، زيباترين دختر دنيا، بدنيا آمده است،
خانه، پراز عطر نفسهاي پاكشان ،چه جشني به پا شده است
قدرت خدا در دستانشان،
چشمان شان بعد از انتظار ، پراز اميد و
زمين پراز بهشت شده است،
دامن مادري گلدار شده ،شاه دختران بدنيا آمده است
نگاه هايشان زيباترين نگاه دنيا شده است
جشن تولدتان مبارك
#به_قلم_خودم