اللهم عجل لولیک الفرج

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • خانه
  • ماه رمضان 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

مهر

05 فروردین 1405 توسط مرضیه کرنوکر

داشتن حجاب را نگاه خدا میدانم، در جواب همه ی دقت‌های که داشتم به حرف دوست وپدر ومادر ،درست سر بزنگاه بدادم رسید،سالها بعد از سن تکلیف بی حجاب بودم و از تعریف حجاب جز پوشیدن سر وصورت خارج از خانه چیزی نمی دانستم ،امروز وقتی از سر بی دقتی کرایه ی تاکسی را با نرم افزار به حساب مسدود راننده واریز کردم ،راننده عصبانیتش را یکجا رو کرد و کار به فحش رسید و هزار حرف بد و بیراه، کمی جدل بکار گرفتم که بی‌فایده بود، از بچگی از قضاوت بیزار بودم، از آدم‌های اهل قضاوت بیزارتر ،به مبلغ کرایه که فکر میکردم خیلی راحت‌تر راننده را سرزنش کردم،شصت تومن پول زیادی نبود، که جمله ی عزیز بودن مال از جان قانعم کرد ، انتخاب سکوت بهترین راه حل بود تا جلوی مقبره ی امام زاده، از امام زاده خواستم واسطه ای باشد بین خدا و بندگانش، واسطه ای برای نگاه های آنی خدا به همه
آدمها با نگاه خدا آدمهای بهتری هستند

 نظر دهید »

آدم

25 اسفند 1404 توسط مرضیه کرنوکر

خیلی تلاش می کنم مقابل دشمن بایستم و تلاش بیشتری می کنم که مثل دشمن بی شرف، بی شرف نباشم
صفت شارلاتان صفت بهتری برای دشمن است، از نفس گرفته تا دشمن آشکار، در جهان مملو از دشمنان شارلاتان آشکار وپنهان سعی نکنیم شارلاتان باشیم ،آدم باشیم، در هر شرایطی آدم بودن وظیفه ی اول وآخر ماست، تا زمانی که کار را به مصلحت تمام کنیم
ان شاء الله وبه یاری خدا
آمین یا رب العالمین

 نظر دهید »

تشویق

23 دی 1404 توسط مرضیه کرنوکر

اوایل ورودم به حوزه همه از استاد گرفته تا طلبه را
بسته بودم به تشویق،تشویق به خواندن ونوشتن وبحث ودنبال جور کردن وسایل تشویق ورسیدن به شور وشوق ونتیجه بودم ،تقریبا وخیلی وقتها با شور وشوق شروع می کنم وبقول شاعر که خودم باشم در سر مرا جز هوای وصل وبحث نبود ، خیلی وقتها این شور وشوق ادامه داشت و برعکس همیشه وقبل ترها که اول بسم الله دست از میل واشتیاق می کشیدم
بچه های حوزه بچه های آرامی بودند برعکس من که روح ناآرامی داشتم، گذشت وایثار بچه ها با سرکشی من اصلا جور در نمی آمد، دنبال ایجاد فضای علمی بودم وهیچ چیز را جز درس ومطالعه دوست نداشتم، سعی می‌کردم کنار بقیه به آرامش برسم و اصلا انگار کاری جز حضور در جلسات اساتیدی که دعوت می شدند و پای درس شان نشستن ،توجه به واکنش بقیه به بحثها نداشتم، حالا چندین سال از آن روز گذشته، خوب که دقت می کنم از این تشویق به بحث وشور وشوقم به شروع و یادگیری کم که نشده درست برعکس میل به خواندن بیشتری دارم واین تشویق ومیل به تشویق تنها کاری است که به آن اشتیاق دارم بر عکس بقیه ی امیال و علاقه هایی که داشتم وهمان اول راه خاموش شد ازدست دادم

 نظر دهید »

شوق

01 دی 1404 توسط مرضیه کرنوکر

دیدید وقتی یه کار خوبی از کسی سرمیزنه آدمهای اطرافش چه شوقی وچه ذوقی دارند امروز اول هفته بود و آخرین روز حضورم در این مقطع از تحصیل، این دفتر هم به آخر رسید ،دارم فکر می کنم اطرافیانم از من راضی هستندو با شوق از کارهایم تعریف می کنند در این مدت از خودم انتظاراتی داشتم که تقریبا بی جواب ماند، یادم می آید گاهی عصبی شدم وسط راه از نشدن و نرسیدن به امیال واهداف ،گاهی تصمیم گرفتم هرچه هست را رها کنم و جایی دیگر خودم را سرگرم کنم و نتیجه اش ادامه دادن مسیر بود در کنار جاهای دیگر وخلاصه اینجور خودم را سرگرم کردم حالا که دارم این روزها را می بینم و به کارهایی که کردم والبته که چند جور بوده، دقت می کنم هر جور کاری که باشد چه ضعیف، چه قوی وچه متوسط زیادست پراکنده والبته زیباست ، اگر در این آخر کار یک شکر روی زبانم باشد، شکر از خدای متعال که اجازه داد از فراز ها و نشیب‌ها گذر کنم وحالا شکر روی زبانم باشد کاش اطرافیانم از این شکر گزاری سر شوق بیاید واگر خدا از راضی باشد وسرشوق بیاید چقدر خوشبختم و رستگار
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی وما رستگار

 نظر دهید »

حرف حساب

08 آبان 1404 توسط مرضیه کرنوکر

خوبی دعا اینه که به دستات نگاه می کنی ویهو می بینی پراز رد پای دنیاست بریدگی با قیچی گوشت، سوختگی با پخت گوشت وبعد یادت میاد که گوشت خسته است از نشنیدن حرف حق ،دستات از ننوشتن چند تا خط حرف حساب،از آن حرفها که قلم لایق قسم باشه ، از صبح کلافه بودم ومثل همیشه دلیلش خرج تمام اعضا و جوارح برای کار وبار دنیا بود ،این جور مواقع یک کاری می کنم بهر ثواب، دنبال گوشیم گشتم ویه سر به گروه‌ها زدم توی کانال حوزه تو ی گروه طلاب پیام اطلاع رسانی بود، متوجه شدم امروز مهمان به حوزه دعوت شده وبا اینکه نمی دانستم کیست، دلم پراز ‌شوق شد، خلاصه چاره ای پیدا کردم وراه افتادم بطرف حوزه ،آخر سر صدای گوشم را می شنیدم که نفسی راحت کشید وگفت بالاخره یه کم حرف حساب شنیدم.

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 18
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

اللهم عجل لولیک الفرج

یا بقیه الله فی ارضه عجل الله تعالی فرجه الشریف

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آرزو
  • آرزو
  • آرزو
  • آرزو
  • استخاره
  • استخاره
  • جشن تولد
  • دوست غریب
  • دوستان بهشتی
  • عرض ارادت
  • نامه
  • نامه شماره ی چه‍ار
  • نامه ي شماره ي سيزده
  • نامه ي شماره ي سيزده
  • نامه ي شماره ي سيزده
  • نامه ی شماره دو
  • نامه ی شماره سه
  • نامه ی شماره نه
  • نامه ی شماره نه
  • نامه ی شماره ی ده
  • نامه ی شماره ی شانزده
  • نامه ی شماره ی شش
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی ه‍شت
  • نامه ی شماره ی ه‍شت
  • نامه ی شماره ی ه‍شت
  • نامه ی شماره ی پانزده
  • نامه ی شماره ی پنج
  • نامه ی شماره ی چهارده
  • نامه ی شماره ی یازده
  • نذر شب نیمه ی شعبان
  • نذر شب نیمه ی شعبان
  • هديه
  • واكنش نسبت به پيامبران عليهم السلام
  • پیر نیک روزگار

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس