روایت پژوهی
01 شهریور 1402 توسط مرضیه کرنوکر
روایت دوازدهم دوره تمام شد، داشتیم می رفتیم به سالن، تا وسایلمان را جمع کنیم، جلوی در آسانسور، استاد بایکی از بچه ها ایستاده بودند دختر، انگار که استاد را تاحالا ندیده، تازه سوالاتش یادش افتاده بود، پشت سر هم سوال می پرسید ، بادیدن آنها، بچه ها گفتند… بیشتر »