حسرت
09 فروردین 1404 توسط مرضیه کرنوکر
حسرت ودق کردن را نمی پسندم، به مسجد کوفه که می رسم از محل عبور اولیا خدا عبور می کنم، اینجا محل خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده است، به گمانم هنوز هم دارد خلافت می کند ومن نمی بینم، این امام اولادش را چرا این مردم آزار دادند نفس کم می آورم به دیوار تکیه می زنم دستم را به دیوار میزنم این دیوارها این زمین همه شاهد امام بوده اند به آنها خیره خیره نگاه می کنم، امام قبل از افطار در این مکان نماز می خواند، به غذای افطار امام به انتظار خانواده تا پدرشان برسد وباهم افطاری بخورند، امام تلاش میکرد به آگاهی مردم، کاش تک تک این مردم تلاش میکردند، کاش جای حسرت خوردن ودق کردن تلاش کنم اگر این حسرت بگذارد، زنی از وقتی وارد می شود تا نزدیکی محراب مرثیه خوانی کند وبغل وا کرده است میخواهد محراب را بغل کند با دوربین از زن فیلم میگیرم.