شمردن
جوجه ها را آخر پاییز می شمارند و من برعکس تقریبا اوایل پاییز شمردم ،از روزی که وارد حوزه شدم در ذهنم حوزه ای ساختم، عجله نکنید الان توضیح میدهم درباره ی حوزه ی ذهنم، در این حوزه، سر کلاس درس را یاد می گرفتم، از خودم می پرسیدم وبه خودم نمره میدادم، شاید کمی خنده دار بنظر برسد، اما اگر تا آخر صبر کنید، حتما متوجه درستی کارم خواهید شد و اگر خواستید می توانید تحسین کنید، مدرک کارشناسی به ظاهر وبه رسم ورسوم آدمها به بهانه ی نظم، دیروز یعنی چند روز به پاییز مانده تمام شد وکارم با سطح دو ، آدمی قانونمندم وحالا حتما باید بعد از خواندن علوم دینی که جدا از قوانین نیست این احترام بیشتر هم شده باشد. احترام به کتابها عجیب است، باز هم صبر کنید الان توضیح میدهم،البته اصلا اهل توضیح دادن نیستم ومیدانم از حوصله ی مخاطبم خارج است ولی چکار باید کرد نوشتن و هر نوشته ای توضیح لازم است، بله داشتم می گفتم، احترام به کتابها در حوزه ی ذهنی ام، دفترها، قلم ها وکتاب های حوزه قابل احترامند ومثلا از خط به خط خواندن کتابها تا لی لی به لالای قلم ودفتر گذاشتن وبقول امروزی ها جویدن کتابها،تعجب می کنید حق دارید،این کارها در حوزه ی ذهنی ام کاملا قابل قبول است و در خارج از ذهنم ممکن است نه ،در حوزه ی ذهنم جمعه کتاب دست گرفتن عادی است وهیچکس تعجب نمی کند از دیدن دست از سرکتاب برنداشتن،این نوشته را کمی با تاخیر نوشتم، وقتی کتاب آخر را خواندم هنوز کمی از مقاله ام را ننوشته بودم، بعد از دو روز بالاخره مقاله را تمام کردم، در حوزه ایکه در ذهنم ساخته ام سالها پیش درسم تمام شده وامروز که دارم می نویسم حتما از شما بخاطر خواندن نوشته ام تشکر خواهم کرد وتمام وآنچه باقی می ماند در حوزه ی محل تحصیلم تنها چند تا کار است، که کار من نیست و کار حوزه ی محل تحصیلم است که خودشان حتما کارشان را خوب میدانند.