اللهم عجل لولیک الفرج

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • خانه 
  • ماه رمضان 
  • موضوعات 
  • آرشیوها 
  • آخرین نظرات 

حرم

16 اسفند 1403 توسط مرضیه کرنوکر

علت همهمه ی آدمها وداد وبیداهای دنیا، سر حسادت است، نه سر رقابت، از این حسادت و قیل وقال باید به جایی پناه برد، امسال هم که آقا نطلبیده مشهد بی مشهد، دستم را زیر چانه میزنم، به نشانه ی افسوس، صدای پیام گوشی را می شنوم از گروه حوزه است، پیام اردوی تهذیبی را می بینم، انگار که گمشده ام را پیدا کنم شروع می کنم، پیام وسوال جواب وسر آخر اسمم را می نویسم، اما تا حرم را نبینم باور نمی کنم، گروه واسامی اعضا وعکس پروفایلها هم خیلی چنگی بدل نمی زند، معلوم است که زنها هرکدام مشغول بچه داری هستند و با دختر وپسرهایشان مشغولند،هیچوقت آدم حسودی نبوده ام، اما بچه های در آغوششان در عکس ها ، آغوش خالی از بچه را بیاد می آورد. کمی از بی عرضه گی زنها حرص میخورم، حالا حداقل باید سه چهار تا بچه داشته باشند،کمی شبیه به مادر شوهرها شده ام، از همین اول تکلیفم را باخودم معلوم می کنم باید بیخیال همه ی خیال‌های صدتا یک غاز می شوم، اینبار باید با شعور ودرک راهی حرم باش ، هیچ کجا حرم نمی شود. از دنیا و کاروبارش باید به حرم پناه برد.

 نظر دهید »

نمره ی بیست

11 بهمن 1403 توسط مرضیه کرنوکر

گذشت
از زنهای کوچه خیلی چیزها یاد می گیرم، از زنی که پایش لب گور است تا تازه عروس ها همه، دلبسته اند به زندگی، به قاشق و چنگال، همسایه سمت چپ را باترس ولرز باید دید وحالش را پرسید، من برعکس همه ی زنها به پرسیدن حال همسایه ها علاقه مندم، به نمره های بیست گرفتن، درست مثل بچگی ها هنوز سر یک نمره کمتر یا بیشتر الم شنگله ای بپا می کنم که بیا وببین، حالا کمتر شده، فقط تا نزدیکی دق کردن می روم و برمیگردم، هرچه زنها به قاشق دلبسته اند، من به نمره ی بیست، این ترم های آخر دارم بیخیال نمره می شوم،از حذف درس ها حالم خراب می شود، از حجم زیاد کتاب که یادگیری را سخت می کند وهزار دلیل دیگر، چطور باید می‌خواندم وقتی هربار تلاشم بی نتیجه می ماند و نتیجه اش جز تاسف نبود، آخر سر به این نتیجه می رسیدم که نمره که نباید حتما بیست باشد، این از آن حرفهاست که به گوشم نمی رود، چندبار تکرار کردم که نمره ی هفده وهجده هم نمره است، کتاب را دست گرفتم و مو به مو کتاب را خواندم، فرجه ی امتحان 4 روز بود، تمام طول ترم هرچه خوانده بودم، یک طرف، 4 روز فرچه یک طرف به اندازه ی تمام طول ترم درس خواندم، هیچ جوری به نمره ی کمتر از بیست راضی نمی شوم، حرفم را تغییر می دهم ،ساعت نزدیک امتحان است ساعت هشت صبح، سرگیجه دارم بااین حال سرجلسه رفتن را فراموش می کنم، البته ناخواسته،، بیخیال امتحان ‌شدم، این من بودم که داشتم بیخیال نمره می شدم خودم را نمی شناختم و در نهایت تعجب از نمره هم گذشتم، گاهی اگر لازم باشد باید از نمره، از امتحان، از وقت، از هرچه هست ونیست گذشت. گفتن بعضی حرفها ساده است، هر بار بعد از خوب فکر کردن، زیرلب می گویم از هرچه بگذرم از نمره ی بیست نمی گذرم.

 2 نظر

موفقیت جامعه 

29 مهر 1403 توسط مرضیه کرنوکر

مقاومت کردن از صفات افرادی است که موفق هستند
حالا شاید بگوییم تا کی باید به این مقاومت ادامه داد!
باید دلیل و منطق درستی داشته باشیم، تا بتوانیم به مقاومت ادامه دهیم
اگر میخواهم اهل موفقیت باشم ، باید بدانم موفقیت به شرط صبر و استقامت است و در غیر این صورت باید ضرر کرد و خسارت را تحمل کرد، باید توسری خور بود، باید ذلیل بود
وقتی افرادی هستند، که موفق هستند، پس برای همه، موفقیت می تواند باشد
توانایی های انسان زیاد است افراد توسری خور، فقط حرف می‌زنند ودنبال ایراد گرفتن هستند ودیگران را مقصر می‌دانند، به حل مشکل فکر نمی کنند، بهانه، باعث بیراهه رفتن و انحراف است، انحراف از راه به سمت چاه، از منطق بطرف دلایل بی اساس.
اگر موفق نیستیم، حالا ما باید به وراثت ایراد بگیریم! یا به تربیت خانواده! بله کاملا درست است، این موارد در شخصیت افراد موثر است، اما نه به اندازه ی نیروی توانایی انسان، توانایی های انسان از هر قدرتی، قوی تر است واگر مورد استفاده قرار بگیرد، انسان را به موفقیت می رساند.
اگر انسان به شخصیت خودش بیشتر از این ایرادها و تقصیرها دقت کند، عیب ها را بشناسد و به آنها به چشم مشکل نگاه کند و بخواهد آنها را حل کند
انسان بداند، اگر می‌خواهد انسانی موفق باشد، به آموزش نیاز دارد، اما از آموزش بیشتر، به مراقبت از آموزش نیاز دارد.
در صورت بکار نگرفتن آموزش، موفقیتی حاصل نمی شود
این کارها از خود انسانها وجدی گرفتن توانایی های خودش، یک طرف واز طرف دیگر در حال حاضر، جامعه ی ما بیشتر از هر چیزی، به جدی گرفتن توانایی های انسانها نیاز دارد، بااین روش، نیروهای فردی وتوانایی های افراد، به نیروهای جمعی تبدیل می شود ودر سطح جامعه، شاهد جامعه ی موفقی خواهیم بود وقادر خواهیم بود، به موفقیت جمعی برسیم
جامعه ی موفق به نیروهای انسانی توجه می کند، نه به ایرادها، نه به عیوب، نه به هرچیزی، غیر از توانایی انسانها…

#به_قلم_خودم

 نظر دهید »

برادر سالار 

25 تیر 1403 توسط مرضیه کرنوکر

امروز تاسوعاست

دور باد از ما غفلت از راه ورسم خواهری

دورباد از زاد آدم   تا قیامت غفلت از  راه ورسم عاشقی

آجرک الله یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف 🏴🏴🏴

 نظر دهید »

مردن بهتر از زنده بودن به ننگ است 

11 تیر 1403 توسط مرضیه کرنوکر

بچه ها، کلیپ توهین آقای روحانی رئیس جمهور سابق ایران به آقای رئیسی رئیس جمهور شهید ایران را به گروه می فرستند، دوستدارم جای آقای روحانی هزار بار بمیرم ، تا اینجوری از شر این همه ننگ راحت شوم ، این راه حلی است که به ذهنم می رسد، یک ملعونی، زیر لب می گویم وشاید به اندازه ی هزار بار میمیرم، این مردن بهتر است، اینجوری دچار عذاب وجدان بعد از خودکشی هم نیستم، یکبار وقتی خواهر خوبی، برای خواهرم نبودم، خودم را دار زدم، جلوی چشم خودم، هزاران بار خودم را دار زدم واز اینکه خواهر خوبی، یا دوست خوبی نبودم و دردناک‌ترین قسمتش جایی است که هربار بعد از دار زدن خودم، در ذهنم، دچار عذاب وجدان بدی شدم، که چرا حداقل به حال خودم خوب نبودم، بعد برای اینکه خوب باشم، برای همه ومثل همیشه، آخر سر برای خودم، مردم ، راستش بعد از کلی فکر کردن به کارهای خدا، از خدا یاد گرفتم، مگر خودش نگفته تو جانشین منی، پس وقتی او حق دارد جان مرا بگیرد، پس خودم هم حق دارم جان خودم را بگیرم و بمیرم، حالا هر وقت می بینم بد بودم، یعنی می‌توانستم، نسبت بهتری داشته باشم، برای خودم، خواهرم، برادرم وپدر ومادرم و نداشتم، میمیرم اشکالش این است که این مرگ خود خواسته هزاران بار، از مرگ واقعی، دردناکتر است، حتما می گویید، چطور واز کجا طعم مرگ را میدانم! حق با شماست مرگ به دست خدا را تجربه نکرده ام، اما مرگ را از نزدیک دیده ام، خیلی زیباست، ولی من هر بار که میمیرم، دلم خنک می شود و هربار که دوباره نفس کشیدم از خجالت ذره ذره آب شدم .
اینجوری بهتر است، وقتی خوب نیستم، ترجیح می دهم، بمیرم واین مردن هزاران بار بهتر است، تا دیگری را بکشم وخودم را دار بزنم یا توهین به کسی کنم وهر جور بد رفتاری
آدم اگر خوب نباشد، در حق خودش یا دیگران بمیرد بهتر است، تا زنده بماند
باز هم شاعر بدادم می‌رسد وتاییدم می کند با این شعرش که می گوید بمیری به نام ونمانی به ننگ، اینبار به شاعر توهین نکردم، به طعنه نگفتم برای تایید به شعر تو نیاز ندارم

#به_قلم_خودم

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • ...
  • 3
  • ...
  • 4
  • 5
  • 6
  • ...
  • 7
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 18
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

اللهم عجل لولیک الفرج

یا بقیه الله فی ارضه عجل الله تعالی فرجه الشریف

جستجو

موضوعات

  • همه
  • آرامش
  • آرزو
  • آرزو
  • آرزو
  • آرزو
  • استخاره
  • استخاره
  • جشن تولد
  • دوست غریب
  • دوستان بهشتی
  • عرض ارادت
  • نامه
  • نامه شماره ی چه‍ار
  • نامه ي شماره ي سيزده
  • نامه ي شماره ي سيزده
  • نامه ي شماره ي سيزده
  • نامه ی شماره دو
  • نامه ی شماره سه
  • نامه ی شماره نه
  • نامه ی شماره نه
  • نامه ی شماره ی ده
  • نامه ی شماره ی شانزده
  • نامه ی شماره ی شش
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی هفت
  • نامه ی شماره ی ه‍شت
  • نامه ی شماره ی ه‍شت
  • نامه ی شماره ی ه‍شت
  • نامه ی شماره ی پانزده
  • نامه ی شماره ی پنج
  • نامه ی شماره ی چهارده
  • نامه ی شماره ی یازده
  • نذر شب نیمه ی شعبان
  • نذر شب نیمه ی شعبان
  • هديه
  • واكنش نسبت به پيامبران عليهم السلام
  • پیر نیک روزگار

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس